مردِ مبارز
آن روز بر سر قرار
به خاطرِ قول و قرارهایِ حزبیش
از عشقش گذشت
اما اولین شب جدایی
هنگامی که در قرارگاه
بی قرار شده بود
فهمید چه خطایی کرده است!
و فرار را بر قرار رجحان داد.

جزئیاتِ
سرنوشت های محتوم
کلیاتِ
زندگیِ مجرم های محکوم
خوب میرفوشه!
رویدادهایِ بیمه نشده در برابر
اقتباس های شتاب زده
خاطراتِ رنگ خوردة زنگ زده
خوب میرفوشه!
رفتار جنتلمنانه با پپسی
کردار کاسب کارانه با روسپی
خوب میرفوشه!
هجومِ حجیمِ سلیطه گان
نفیرِ نحیفِ ضعیفه گان
خوب میرفوشه!
فرمایشاتِ فاشیست های فحاش
عصیان آنارشیست های عیاش
خوب میرفوشه!
جیک جیکِ گنجشک هایِ فسیل
تیک تیکِ ساعت هایِ اصیل
خوب میرفوشه!
شعارهایِ وقت و بی وقتِ غریبه هایِ ناسیونال
چشم غره هایِ سرِ وقتِ حکومت های فدرال
خوب میرفوشه
The trees without shadow
The rivers that they are shallow
خوب میرفوشه!
وسوسه های صادره از عوام الناس
سپرهایِ ضدِ توطئه برای جلوگیری از افراد خناس
خوب میرفوشه!
و هر آن چیز که بپوشاند گوشة لخت اتاق را
خوب می فروشد

رصدخانه ای که اجساد را رصد می کرد فرو ریخت
گفتی
پس نظاره کردن بر
خود- ارضاییِ اشخاص حقیقی و حقوقی
با کارت های شناسایی دیگر دشوار است
و رقابتِ هیجان انگیز
(چه کسی مشروع تر است)
به پایان رسیده
گریه کردم و گفتم
اما چرا سرهنگ با ستاره هایش
سربازان را آبستن می کرد؟!!!
فریاد زدی
چون خورشید، ماه را طلاق داده است
زمرمه کردم در گوش تو
دریا هم خود سوزی کرد
جوابم را این گونه دادی
تر و خشک با هم می سوزند!
نوشتم
می دانستی
کوسه ها آکواریوم را خانة پدری خود می دانند؟
نوشتی
خب، موجوداتِ برجسته دنیا را ناهموار می کنند!
زیر لب گفتم
سگ های همسایه از سگ های ما بیشتر پارس می کنند
بی حوصله گفتی
درنده تر ها بیشتر از دیگران از رسوایی بیم دارند!
می خواستم بفهمم که
باقی ماندن نتیجة چه کمیتی است؟
فهماندی به من
اصطکاک!
می خواستم بدانم
چه چیز تا ابد آزاد است؟
آموختی به من
سقوط آزاد!
و پرسیدم
دیگرچه؟
.......................
اعتبار شما به پایان رسیده
سکه ای دیگر درون دستگاه بیندازید.

توصیه ی کتاب: رگتایم اثر ای ال دکتروف