تراوشات یک ذهن بی مار
پس ماندة
لبهای ترک خورده ات
بر رویِ
ته سیگار
به جا مانده
آن را
قاب می گیرم
و
به دیوار می زنم
دیوار
تَرَک بر می دارد
شاید که
لب باز کرده است.
Some of these days
you,ll miss me honey.
RSS