عفریته،
حالم خوب نیست
گورم را
گورم را
گم کرده ام
و
هر جا به جستجویِ آن روانم
به زیرِ خاک
به زیرِ آب
به عدمستان!
نمی یابمش
عفریته،
نمی دانم
چه مرگم است؟
مرگِ انتحاری
یا
مرگِ استعاری
نمی دانم
مفهومی انتزاعی بود
والس رقصیدنم
با خدا
یا تانگو رقصیدنم
با شیطان
اشتباهی تاریخی بود
نمی دانم ها زیاد است......
عفریته،
از من اعادة حیثیت می کنی؟
سرم شلوغ است
شلوغِ شلوغ
انفجارِ جمعیت
به علتِ تخمگذاریِ یاخته ها!
و
جستجو برایِ گوری تازه
سرم را
سرم را
شلوغ کرده
پس
اعادة حیثیت را به تو واگذار می کنم
تا بیکار نباشی
تا برای هارون بودن به موسی
و
برای حواری بودن به عیسی
التماس نکنی!
