تراوشات یک ذهن بی مار
بوی گاز و سرگیجه ای ملتهب (همیشه) را به یادش می آورد
با موهایی پریشان هنوز شیرِ گاز را (باز) نگاه داشته بود و عرق ریزان
در فکرِ
(باز همیشه) بود
داشت مرگی بی رنگ در وجودش می خزید
که ناگهان پسربچه ای گذر کرد و پرسید:
-مامان امروز غذا چی داریم؟-
توصیه ی کتاب: واقعیت چیست؟ اثر گراهام گرین
RSS