ولی
سر که گران نمی شود
سنگ طلا شود
ولی
شر که بلا نمی شود
همهمه ی حقیرِ خشم
خواهش ِ بیدلان شود
فاجعة هبوط تن
هو که صدا نمی شود!
مرشدِ پیرِ بولهوس
وسوسه را بیان کند
ننگ عیان شود
ولی
ما همه بی ستاره ایم
راهی راهِ چاره ایم
گرگ شبان شود
ولی
ده که مکان نمی شود!
بهانه ها جوانه زد
تیر به صد نشانه زد
ماه رها شود
ولی
شب که زمان نمی شود!
در پی آب و دانه ای
کبوتری فسون کند
سیب سبب شود
ولی
زن که حوا نمی شود!
هندسة فسانه ها
دایره ای نهان بُوَد
شوق قفس شود
ولی
بغض نفس نمی شود.
