تبليغاتX
تراوشات یک ذهن بی مار

پسربچه با لحنی اعتراض آمیز از پدرش پرسید:

 

"چرا شهربازیِ شهرمون تعطیل شده؟"

 

پدر با خنده پاسخ داد:

 

"چون شهردارِ شهرمون پینوکیویِ تازه آدم شده است

 

و از شهرِ بازی دلِ پُری داره"

 

پسرک با ناراحتی گفت:

 

"بابا چرا شوخی می کنی من جدی پرسیدم"

 

لبخند بر لبان پدر محو شد و با لحنی خشک جواب داد:

 

"آخه همه چیز رو که نمیشه به بچه ها گفت!"

 

اما پدر می دانست که سالها پیش از این در شهرِ بازی بزرگِ شهر

 

دو مرد به پسربچه ای تنها تعرض کرده بودند.

 

پسری که سالها بعد شهردار شد.

 

 

+ تراوش شده درشنبه 1387/01/31;ساعت ; توسط امیر;