تبليغاتX
تراوشات یک ذهن بی مار

مچ ها گرفته می شد

 

هماره

 

در سرِ بزنگاه

 

و

 

نداهای

 

ارباب ارباب

 

فضا را تسخیر می کرد

 

خلقِ عادت

 

خرقِ عادت نام داشت

 

و

 

مرده ها

 

دنده به دنده می شدند

 

این بود

 

که توصیه و توبیخ

 

گاوصندوقی شد برای

 

نکوداشتِ

 

تمامِ دستورالعمل ها

 

این بود

 

که هیچکس

 

نتوانست

 

حتی برای عکسِ خودش سبیل بگذارد!

 

و چه بی پروا

 

جایزه بگیران

 

زیرِ آفتابِ سوزان

 

دوئل می کردند

 

تا

 

جایزة

 

دستگیری خدا را

 

ازآنِ خود کنند

 

آنها نمی دانستند

 

که کلید

 

را

 

کلانتر بلعیده است.

 

 

توصیه ی کتاب: داستان های کوتاه از آمریکای لاتین

                   جلد۱: رو به آسمان در شب

                   جلد۲: آن شب مرده ها بیرون آمدند 

 

+ تراوش شده دریکشنبه 1387/03/12;ساعت ; توسط امیر; |