عرضه: چندی است که چندپاره می خواهی به چنگت در آیم
و به چنگت چنگ زنم و ساعتی که با تو باشم را
عقب کشم و پس نزنم از پیش آمدِ،پیش آمدنت
تقاضا:
و من هم
-در صددم درصدی، از تو به دست آورم-
شعر برآشفته را، از نو به رقص آورم-
باز به دست آورم طبع عطش کرده را-
یا صنمی در رهِ، خانه به غصب آورم
تعادل:
تو به من راه داده ای و من بر تو راه رفته ام
به بیانی دیگر
لیز خورده ام
و هیز به خط و خالت خیره شده ام
اگرچه ناخواناست اما زیر آفتابِ پاییزی با من راه می آید
و همان حکایتِ بند باز دوباره تکرار می شود
اشباع:
و تو باز می خواهی مجالی و
محال است خوابیدن با هم در محراب و
راه رفتن بر روی چمن های خیس با دمپایی ابری!