زمین می خورد با سسِ فوبیا
برایِ بنا نهادنِ اتوپیا
اما
ندارد قطب نمایی
و نمی داند
قطبیتِ پیوندش با کیمیایِ احترام
روی کدام درجه می خوابد
از این روی
برانداز کردن موقعیت
و براندازیِ هیاهویِ مسکوت
برای او
مانند پس اندازی است
برای
پس انداختنِ فرزندانِ زمان
درست (یا غلط !)
مانندِ
ماری که در تنهاییِ صدساله اش کز کرده
اصولی را که کافی است بر عقربه ها نیش می زند !
و اگر جهاز هاضمه اش رو به راه باشد
دزدان را هم مزد می دهد
و زمین می خورد با سس اتوپیا
برای بنا نهادن فوبیا

