تبليغاتX
تراوشات یک ذهن بی مار - نامه ای به عفریته(8)

عفریته،تو چیستی؟

 

یک فکر اسیر در تار عنکبوت؟

 

آیینة قدیمی زنگار گرفته؟

 

نفس بدبوی یک پیرمرد؟

 

چروک های عمیق صورت یک پیرزن؟

 

نمی دانم

 

شاید هم رد رژ لب هستی در امتداد صورت یک مرد

 

یا

 

التهاب جای یک دست بر پوست نازک زن

 

هر چه هستی

 

من

 

تو را

 

همه چیز

 

و

 

هیچ چیز می پندارم.                

 

 نکته بی ربط:در حال خواندن کتابی از کورت ونه گات به نام گهواره گربه هستم و

خودخواهی دیدم که اگر لذت خواندن آن را به کسی نوصیه نکنم. 

 

 

+ تراوش شده درپنجشنبه 1386/08/10;ساعت ; توسط امیر; |